دیکشنری فارسی

integrated circuit

معنی فارسی

آي سي

معنی کامل و مثال‌ها

● (الکترونیک و برق) مدار یکپارچه، مدار همبسته، مدار مجتمع

تعریف انگلیسی

noun
  1. a microelectronic computer circuit incorporated into a chip or semiconductor; a whole system rather than a single component

واژه‌های دیگر با معنی «آي سي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن