integrationist
معنی فارسی
همآميزگراي وحدت گراي
معنی کامل و مثالها
/-ist/n., adj.
● (هوادار اختلاط نژادی و ملی و غیره) همآمیزگرای، وحدت گرای
همآميزگراي وحدت گراي
/-ist/n., adj.
● (هوادار اختلاط نژادی و ملی و غیره) همآمیزگرای، وحدت گرای
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن