دیکشنری فارسی

intellectualism

USıntelək'tʃu:ə'lızəm

معنی فارسی

اعتقاد باينکه دانش زاده تعقل است و بس ،

فاسفه عقليه

معنی کامل و مثال‌ها

/-iz´ǝm/n.

اندیشوری، اندیشمندی، روشنفکری، خردمندی

خردگرایی (رجوع شود به: rationalism)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن