intellectualize
معنی فارسی
تعقل کردن ، فکر کردن ، معنوي کردن ،
بصورت معنوي يا عقلاني دراوردن
معنی کامل و مثالها
/-īz´/vi., vt.
● استدلال کردن، خردورزی کردن، فرنود خواستن، اندیشیدن
● فکری کردن، تفکری کردن (و از احساسات عاری کردن)
it is not easy to intellectualize love
اندیششی کردن عشق کار آسانی نیست.