دیکشنری فارسی

intemperately

UKintempərætiːliː

معنی فارسی

بطور نامعتدل ازروي افراط با زياده روي تند

تعریف انگلیسی

adverb
  1. indulging excessively “he drank heavily” “Derived from adjective: intemperate”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن