دیکشنری فارسی

inter-

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr/

● پیشوند:

● میان، بین [international]

● متقابل، برهم، درهم، اندر [interact]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن