دیکشنری فارسی

interact

UKintərækt US'ıntə'rækt

معنی فارسی

فاصله ميان دو پرده در نمايش ، انترکت ،

کارمختصردر ميان دوکارديگر

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr akt´/vi.

متقابلا عمل کردن، فعل و انفعال کردن، بر هم کنش داشتن (یا کردن)، تاثیر متقابل کردن، هم‌کنش کردن

chemicals interact and form new compounds

مواد شیمیایی هم کنش می‌کنند و ترکیبات جدیدی را تشکیل می‌دهند.

ریشه و کاربرد

Verb

To communicate or work together.

ریشه

Derived from the prefix 'inter-' meaning 'between' and 'act' meaning 'to do'.

مثال

  • She interacts well with her colleagues.
  • Children learn by interacting with their environment.
  • The two chemicals interact to produce a gas.

ترکیب‌های رایج

Interact with someone Interact with something

واژه‌های دیگر با معنی «فاصله ميان دو پرده در نمايش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن