دیکشنری فارسی

interactive

UKintəræktiv US'ıntə'ræktıv

معنی فارسی

داراي تاثير بر يکديگر ، بين هم کار کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/-ak´tiv/adj.

فعل و انفعالی، برهم کنش‌ور، هم کنشی، وابسته به تاثیر متقابل، برهم کنشی

(تلویزیون و ویدئو و غیره: برنامه‌ای که تماشاگران به راه‌های مختلف در آن شرکت دارند و می‌توانند جزئیات آنرا عوض کنند) هم کنشی

an interactive T.V. program

برنامه‌ی تلویزیونی برکنشی

(کامپیوتر: وابسته به روشی که مبادله‌ی اطلاعات میان کامپیوتر و کاربر را میسر می‌سازد) هم کنشی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. used especially of drugs or muscles that work together so the total effect is greater than the sum of the two (or more)
  2. capable of acting on or influencing each other

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن