interagency
US'ıntə'reıdʒənsı
معنی فارسی
ميانجي گري وساطت
معنی کامل و مثالها
/in´tǝr ā´jǝn sē/adj.
● (وابسته به دو یا چند سازمان دولتی) میان سازمانی