دیکشنری فارسی

intercultural

UKintəkʌltʃərəl US'ıntə'kʌltʃərəl

معنی فارسی

وابسته به فرهنگ دو کشور، بين فرهنگي.

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr kul´chǝr ǝl/adj.

● (میان مردمان دو یا چند فرهنگ گوناگون) میان‌فرهنگی

intercultural exchanges

مبادلات میان فرهنگی

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته به فرهنگ دو کشور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن