دیکشنری فارسی

intercut

معنی فارسی

ميان برش ميانبري کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr kut´/vt., vi.

● (فیلم و تلویزیون و غیره: صحنه را قطع کردن و صحنه یا عکس دیگری را گاهی به طور مکرر نشان دادن) میان برش

intercut scene

نمای میان برش

● میان‌بری کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن