interfertile
معنی فارسی
قابل لقاح در داخل خود،
اماده زاد و ولد دوتايي باهم
معنی کامل و مثالها
/in´tǝr fu_rt´'l/adj.
● (زیستشناسی: قادر به جفتگیری یا گشنگیری و تولید مثل) اندربارور
قابل لقاح در داخل خود،
اماده زاد و ولد دوتايي باهم
/in´tǝr fu_rt´'l/adj.
● (زیستشناسی: قادر به جفتگیری یا گشنگیری و تولید مثل) اندربارور
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن