دیکشنری فارسی

intergrade

معنی فارسی

درجه ميان حال ، حالت بينا بين ،

درجه اي که بادرجه هاي ....همانندي دارد

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr grād´,in´tǝr grād´/n., vi.

● (به تدریج و طی گذشت از مراحل مختلف) دگردیس شدن

● (مرحله‌ی میانی دگردیسی) میاندیسی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن