دیکشنری فارسی

intergroup

US'ıntəg'ru:p

معنی فارسی

ميان گروهي

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr grōōp´/adj.

● (وابسته به دو یا چند گروه نژادی یا مذهبی و غیره) میان گروه، میان گروهی

واژه‌های دیگر با معنی «ميان گروهي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن