interjectional
UKintədʒekʃənl
معنی فارسی
معترضه ، در يمان انداخته ، صوتي ،
وابسته به حرف ندا
معنی کامل و مثالها
/-jek´shǝ nǝl/adj.
● (دستور زبان) وابسته به واژهی شگفت نما (یا تعجبی)، شگفتنما(یانه)
● درافکنده، معترضه
● دارای واژه یا عبارت درافکنده (interjectory هم میگویند)