دیکشنری فارسی

interjectional

UKintədʒekʃənl

معنی فارسی

معترضه ، در يمان انداخته ، صوتي ،

وابسته به حرف ندا

معنی کامل و مثال‌ها

/-jek´shǝ nǝl/adj.

(دستور زبان) وابسته به واژه‌ی شگفت نما (یا تعجبی)، شگفت‌نما(یانه)

درافکنده، معترضه

دارای واژه یا عبارت درافکنده (interjectory هم می‌گویند)

واژه‌های دیگر با معنی «معترضه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن