دیکشنری فارسی

interline (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr līn´, in´tǝr līn´/adj., vt.

● (صحافی: میان دو سطر نوشتن یا چاپ کردن یا قراردادن) میان سطری کردن، میان‌رجه نویسی کردن (interlineate هم می‌گویند)، میان سطری

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن