دیکشنری فارسی

interline (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr līn´, in´tǝr līn´/vt.

● (دوزندگی: میان رویی و آستر قرار دادن) لایه‌گذاری کردن، لایه گذاشتن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن