interlinear
UKintəlainiər
معنی فارسی
ميان سطري ، بين سطوري ، زير سطر نوشته شده ،
تحت اللفظي
معنی کامل و مثالها
/in´tǝr lin´ē ǝr/adj.
● (دارای نوشته یا تفسیر یا تصویر در بین سطرها) میان سطری
interlinear notes and interpretations
حواشی و تفسیر میان سطری
● دارای ترجمهای که میان سطرهای متن چاپ شده است (interlineal هم میگویند)
an interlinear Bible
انجیلی که ترجمهی میان سطری دارد
تعریف انگلیسی
adjective
- written between lines of text “Pertains to noun: line (for: interlineal), line”
مترادفها
adjective
See interlineal