دیکشنری فارسی

interlinear

UKintəlainiər

معنی فارسی

ميان سطري ، بين سطوري ، زير سطر نوشته شده ،

تحت اللفظي

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr lin´ē ǝr/adj.

● (دارای نوشته یا تفسیر یا تصویر در بین سطرها) میان سطری

interlinear notes and interpretations

حواشی و تفسیر میان سطری

● دارای ترجمه‌ای که میان سطرهای متن چاپ شده است (interlineal هم می‌گویند)

an interlinear Bible

انجیلی که ترجمه‌ی میان سطری دارد

تعریف انگلیسی

adjective
  1. written between lines of text “Pertains to noun: line (for: interlineal), line”

مترادف‌ها

adjective
See interlineal

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن