دیکشنری فارسی

interlocutory

معنی فارسی

گفتگويي مذاکره اي موقتي غير قطعي تمهيدي

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr läk´yōō tôr´ē, -yǝ-/adj.

وابسته به گفت و شنود (دو یا چند نفری)، هم‌سخنانه، مکالمه‌ای، گفت و شنودی

درافکنده، میان حرف دیگر آمده (interjected)

(حقوق) قرار اعدادی، حکم موقت دادگاه (تا بعدا حکم نهایی و قطعی صادر شود)

an interlocutory divorce decree

حکم موقت طلاق

واژه‌های دیگر با معنی «گفتگويي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن