interlunar
معنی فارسی
محاقي
معنی کامل و مثالها
/in´tǝr lōō´nǝr/adj.
● (وابسته به شب هایی که ماه دیده نمیشود) محاقی، میان ماه، بیمهی
محاقي
/in´tǝr lōō´nǝr/adj.
● (وابسته به شب هایی که ماه دیده نمیشود) محاقی، میان ماه، بیمهی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن