دیکشنری فارسی

intermarry

معنی فارسی

در يمان هم ازدواج کردن ،

دختردادن و دحتر گرفتن ، باهم پيوند کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr mar´ē/vi.

● (با فردی از مذهب یا ملیت و به ویژه نژاد دیگر ازدواج کردن) نژاد پیوندی کردن، ازدواج میان نژادی کردن

● (با خویشاوند نزدیک ازدواج کردن) خویشاوند پیوندی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. marry within the same ethnic, social, or family group “Somebody ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «در يمان هم ازدواج کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن