دیکشنری فارسی

interment

UKintəːmənt

معنی فارسی

بخاک سپاري خاک سپاري دفن

معنی کامل و مثال‌ها

/in tu_r´mǝnt/n.

● به خاکسپاری، خاکسپاری، دفن، تدفین

تعریف انگلیسی

noun
  1. the ritual placing of a corpse in a grave

مترادف‌ها

noun
Burial, inhumation, sepulture.

واژه‌های دیگر با معنی «بخاک سپاري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن