دیکشنری فارسی

intermolecular

US'ıntəmə'lekjələ

معنی فارسی

واقع در ميان دره ها

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr mō lek´yōō lǝr, -mǝ-/adj.

● (دارای کنش‌وری در میان مولکول‌ها) میان مولکولی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. existing or acting between molecules “intermolecular forces” “intermolecular condensation” “Pertains to noun: molecule”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن