دیکشنری فارسی

internationalist

USıntə'næʃənəlıst

معنی فارسی

هواخواه رعايت مصالح همه ملل ،

کسيکه داراي احساسات بين المللي باشد

معنی کامل و مثال‌ها

/-ist/n.

● جهانگرای، معتقد به همکاری جهانی

● متخصص حقوق بین‌الملل

تعریف انگلیسی

adjective
  1. an advocate of internationalism
  2. a member of a socialist or communist international
  3. influenced by or advocating internationalism

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن