دیکشنری فارسی

internationally

UKintənæʃənəliː US'ıntə'næʃənəlı

معنی فارسی

از لحاظ بين المللي ، در ميان همه ملت ها

تعریف انگلیسی

adverb
  1. throughout the world “She is internationally known” “Derived from adjective: international”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن