internship
UKintənʃip
US'ıntən'ʃıp
معنی فارسی
انترن بودن دوره انترني.
معنی کامل و مثالها
/in´tu_rn´ship´,in tu_rn´-/n.
● (پزشکی)
● دستیاری، بالینورزی، انترنی
● کارورزی، کارآموزی
● دوران دستیاری (یا کارآموزی)
تعریف انگلیسی
noun
- the position of a medical intern