دیکشنری فارسی

interpellate

معنی فارسی

استيضاح کردن از توضيح خواستن از

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr pel´āt´,in tu_r´pǝ lāt´/vt.

● (رسما) مورد پرسش قرار دادن، (در مجلس برخی کشورها) بازخواست کردن (از اعضای دولت)، استیضاح کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. question formally about policy or government business “Somebody ----s somebody”

مترادف‌ها

verb active
Question, interrogate, question imperatively.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن