دیکشنری فارسی

interplanetary

UKintəplænitriː USıntəp'lænə'terı

معنی فارسی

واقع در ميان سياره ها

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr plan´ǝ ter´ē/adj.

● (نجوم)

● (میان سیارات) میان سیاره‌ای

interplanetary flight

پرواز میان سیاره‌ای

● واقع در منظومه‌ی شمسی ولی خارج از فضای هر یک از سیارات آن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. between or among planets “interplanetary travel” “Pertains to noun: planet”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن