interprovincial
US'ıntəprəu'vınʃəl
معنی فارسی
واقع در ميان ولايات يا شهرستانها
واقع در ميان ولايات يا شهرستانها
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن