دیکشنری فارسی

interregnum

US'ıntə'regnəm

معنی فارسی

روزگار فترت ،

فاصله ميان دوره يک سلطنت و دوره سلطنت ديگر ،

بادخور

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr reg´nǝm/n.,pl.

● دوران میان پادشاهی (دوران بی‌پادشاهی در میان سلطنت دو نفر)

● دوران فترت، دوران فروهشتگی، تعلیق (اندروایی) دولت

● وقفه، فاصله‌ی زمانی، مکث، باز ایستی

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin, from inter- 'between' + regnum 'reign'.

مثال

  • The country was in a state of interregnum after the king's death.
  • The interregnum was a period of great uncertainty and fear.
  • During the interregnum, the power was held by the military.

ترکیب‌های رایج

Period of interregnum During the interregnum Interregnum between reigns

تعریف انگلیسی

noun
  1. the time between two reigns, governments, etc.

واژه‌های دیگر با معنی «روزگار فترت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن