دیکشنری فارسی

interrex

معنی فارسی

رئيس حکومت موقتي

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr reks´/n., pl.

● پادشاه موقت، زمامدار موقت

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن