interrupter switch معنی فارسی کليد قطع کننده واژههای دیگر با معنی «کليد قطع کننده» disconnection switch کليد قطع کننده، سوئيچ قطع کننده contact breaker کليد قطع کننده، آفتومات circuit-breaker کليد قطع کننده مدار، ديژنکتور current breaker کليد قطع کننده جريان impluse circuit breaker کليد قطع کننده جريان line circuit breaker کليد جريان زياد، کليد قطع کننده مدار two way switch قطع و وصل کننده برق از دو طرف، کليد دو راهه