دیکشنری فارسی

interservice

معنی فارسی

داخل قسمت بين ادارات بين يکانها در حين خدمت

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr su_r´vis,in´tǝr su_r´-/adj.

(میان شاخه‌های مختلف نیروهای ارتشی) میان یکانی، میان رسته‌ای

واژه‌های دیگر با معنی «داخل قسمت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن