interservice
معنی فارسی
داخل قسمت بين ادارات بين يکانها در حين خدمت
معنی کامل و مثالها
/in´tǝr su_r´vis,in´tǝr su_r´-/adj.
● (میان شاخههای مختلف نیروهای ارتشی) میان یکانی، میان رستهای
داخل قسمت بين ادارات بين يکانها در حين خدمت
/in´tǝr su_r´vis,in´tǝr su_r´-/adj.
● (میان شاخههای مختلف نیروهای ارتشی) میان یکانی، میان رستهای
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن