دیکشنری فارسی

intersexual

معنی فارسی

دو جنسي ، داراي حالت ميان نر و ماده

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr sek´shōō ǝl/adj.

● میان ژادی

● وابسته به مرد و زن یا نر و ماده، میان جنسی

intersexual rivalry

رقابت میان نوع نر و ماده، هم چشمی دو جنس مخالف

تعریف انگلیسی

adjective
  1. existing or occurring between the sexes
  2. having sexual characteristics intermediate between those of male and female

واژه‌های دیگر با معنی «دو جنسي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن