intersexual
معنی فارسی
دو جنسي ، داراي حالت ميان نر و ماده
معنی کامل و مثالها
/in´tǝr sek´shōō ǝl/adj.
● میان ژادی
● وابسته به مرد و زن یا نر و ماده، میان جنسی
intersexual rivalry
رقابت میان نوع نر و ماده، هم چشمی دو جنس مخالف
تعریف انگلیسی
adjective
- existing or occurring between the sexes
- having sexual characteristics intermediate between those of male and female