دیکشنری فارسی

interstadial

معنی فارسی

ميان يخبند ميان يخبند دوراني

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr stā´dē ǝl/adj.

● (وابسته به دوران نسبتا گرم میان دو دوران یخبندان) میان یخبند، میان یخبند دورانی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن