interstatify معنی فارسی در ميان چينه هاي ديگرقرار دادن (يا قرار گرفتن) واژههای دیگر با معنی «در ميان چينه هاي ديگرقرار دادن (يا قرار» intercalated strata چينه هايي که ازروي بي ترتيبي در ميان چينه، هاي ديگرقرارگرفته باشند