intertexture
معنی فارسی
در هم بافتگي
معنی کامل و مثالها
/-teks´chǝr/n.
● هم بافتی، درهم بافی
● هم بافته (هر چیزی که از درهم بافتن حاصل شود)
مترادفها
noun
1. Interweaving, intertwining.
2. Interwoven condition, intertwined state.
3. Interwoven mass.