دیکشنری فارسی

intertexture

معنی فارسی

در هم بافتگي

معنی کامل و مثال‌ها

/-teks´chǝr/n.

● هم بافتی، درهم بافی

● هم بافته (هر چیزی که از درهم بافتن حاصل شود)

مترادف‌ها

noun
1. Interweaving, intertwining.
2. Interwoven condition, intertwined state.
3. Interwoven mass.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن