دیکشنری فارسی

interurban

UKintərʌbən US'ıntə'rə:bən

معنی فارسی

واقع در ميان شهرها

معنی کامل و مثال‌ها

/-u_r´bǝn/adj., n.

● بین شهری

an interurban train

قطار بین شهری

● قطار، راه‌آهن و ... بین شهری

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن