interweaves
UKintəwiːvz
US(noun) ['ıntə'wi:vz
معنی فارسی
با هم بافتن درهم بافتن با هم اميختن مخمر کردن سرشتن
با هم بافتن درهم بافتن با هم اميختن مخمر کردن سرشتن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن