دیکشنری فارسی

intonation

UKintəneiʃən

معنی فارسی

با اواز خواني ، يک نواخت خواني ، تلحين ،

زير و بم سازي ، تعديل صدا

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tō nā´shǝn, -tǝ-/n.

● (زبان شناسی) آهنگ (جمله یا عبارت)

to ask a question with a rising intonation

با آهنگ فرازشونده پرسش کردن

● (خواندن با لحن موزون و آوازی) سرایش، آوازش، آهنگین سازی (صدا)

● (سرودهای نیایشی کلیسای گرگوریان) واژه‌های آغازین هر چامه یا سرود، چامه خوانی، قاری گری، تلاوت

تعریف انگلیسی

noun
  1. rise and fall of the voice pitch
  2. singing by a soloist of the opening piece of plainsong
  3. the act of singing in a monotonous tone
  4. the production of musical tones (by voice or instrument); especially the exactitude of the pitch relations

مترادف‌ها

noun
Tone, cadence, modulation of voice.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن