intrant معنی فارسی وارد شونده ، وارد ، کسيکه وارد دانشکده يا انجمن يا مقامي ميشود واژههای دیگر با معنی «وارد شونده» ingoing وارد شونده، داخل شونده، در اينده entering group گروه وارد شونده entrant داخل شونده، وارد (شونده)، تازه وارد self tightening نفس خويش را درتنگنا قرار دهنده، برنفس خويش فشار وارد اورنده، خود بخود تنگ شونده .