دیکشنری فارسی

intraparty

US'ıntrə'pɑ:tı

معنی فارسی

درون حزبي

معنی کامل و مثال‌ها

/in´trǝ pär´tē/adj.

● (در داخل حزب و میان بخش‌ها یا جناح‌های آن) درون حزبی

intraparty disagreement

اختلافات درون حزبی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن