دیکشنری فارسی

intrapersonal

معنی فارسی

درون فردي

معنی کامل و مثال‌ها

/in´trǝ pu_r´s'n ǝl/adj.

● (روی دهنده یا موجود در درون شخص) درون فردی، درون کسی

واژه‌های دیگر با معنی «درون فردي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن