introductory word معنی فارسی کلمه اي که در اغازجمله اي بکاربرده شودو معني ويژه اي نداشته باشد واژههای دیگر با معنی «کلمه اي که در اغازجمله اي بکاربرده شودو معني» boilerplate قطعه اي از متن که بارها کلمه به کلمه در، سندهاي گوناگون استفاده مي شود، ورق آهن ديگ بخار head word کلمه ياجمله اي که در سر اغاز فصل يا بخش، کتاب نوشته ميشود.