intuent معنی فارسی درک کننده با فراست يابنده واژههای دیگر با معنی «درک کننده» percipient درک کننده، زودياب، کسيکه بيرون ازحواس پنجگانه راميتواند receptive درک کننده، پذيرنده، پذيرا intuitive مستقيما درک کننده، ناگهان يابنده، حسي sentient درک کننده (بوسيله حواس) با ادراک perceptive مدرک، دريابنده، درک کننده apprehensive بيم ناک، نگران، ناراحت