inturgescence معنی فارسی باد کردگي اماس واژههای دیگر با معنی «باد کردگي» inflation باد کردگي، بر امدگي، افزايش زياد intumescence باد کردگي، باد، ورم turgidity باد کردگي، آماس، ورم tumidity باد کردگي، تورم، آب و تاب tumidness باد کردگي، تورم، آب و تاب