دیکشنری فارسی

inurbane

معنی فارسی

بي ادب ناهنجار

معنی کامل و مثال‌ها

/in´ǝr bān´/adj.

زمخت و بی‌ادب، دهاتی مسلک، خام رفتار، بی‌نزاکت

مترادف‌ها

adjective
Unpolished, uncourtly, uncourteous, uncomplaisant, uncouth.

واژه‌های دیگر با معنی «بي ادب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن