inurn
معنی فارسی
در ظرف داشتن در خاکدان ريختن بخاک سپردن دفن کردن
معنی کامل و مثالها
/in u_rn´/vt.
● (خاکستر شخص مرده را) در کوزه ریختن، در بستو ریختن
● دفن کردن، خاک کردن
مترادفها
verb active
Bury, inter, entomb, inhume, lay in the grave, consign to the grave, consign to earth.