دیکشنری فارسی

invalidism

معنی فارسی

عليلي مزمن

معنی کامل و مثال‌ها

/in´vǝ lid iz´ǝm/n.

رنجوری، زمین‌گیری، نزاری، آکمندی، توان کاستگی، علیلی، انگشتالی

مترادف‌ها

noun
Feebleness, infirmity, illness, sickness, valetudinarianism.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن