investigatory
USın'vestəgə'tɔ:rı
معنی فارسی
وابسته به رسيدگي تحقيقي مبني بر رسيدگي
وابسته به رسيدگي تحقيقي مبني بر رسيدگي
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن